به گزارش پایگاه خبری جویباران،فاطمه قادیان انارمرزی دکترای علوم ارتباطات و رسانه| عصری که در آن زندگی میکنیم، عصر جنگ روایتهاست؛ جایی که رسانهها به مثابه ماشینهای جنگی عمل میکنند و مرزهای جغرافیایی جای خود را به مرزهای شناختی دادهاند.
دیماه ۱۴۰۴ برای جمهوری اسلامی ایران نه فقط یک ناآرامی خیابانی، که صحنهای تمامعیار از جنگ ترکیبی و شناختی بود. دشمنان مردم ایران در یک طراحی چندلایه و پیچیده و با استفاده از برخی زمینههای اقتصادی و اجتماعی، سعی کردند بار دیگر رؤیای ۴۷ ساله خود را دنبال کنند.
آنچه در این یادداشت واکاوی میشود، نقش بیبدیل رسانههای معاند در هدایت این پروژه و ضرورت هوشیاری در برابر تاکتیکهای جنگ شناختی دشمن است.
جنگ شناختی؛ میدان نبرد نوین دشمن
جنگ شناختی، به معنای هدفقراردادن قوه تشخیص عموم مردم و نخبگان جامعه برای تغییر ارزشها، باورها و رفتارها از طریق مدیریت ادراک و هیجانات است . در دیماه ۱۴۰۴، ایران اسلامی هدف بزرگترین جنگ شناختی هیبریدی پس از انقلاب قرار گرفت . رسانههای معاند با ایفای نقشی فراتر از یک ناظر خبری، به کنشگر اصلی امنیتی در این میدان تبدیل شدند.
بررسی روند روایتسازی رسانههای معاند درباره حوادث دیماه نشان میدهد که مسئله اصلی دشمنان ایران، نه همدردی با قربانیان، که بهرهبرداری هدفمند از مرگ و خشونت در قالب جنگ روانی بوده است . شبکههایی مانند ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی، از همان روزهای ابتدایی، آمار کشتهشدگان را ابتدا ۵۰۰۰ نفر، سپس ۱۲ هزار و در نهایت تا ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر اعلام کردند . این جهش آماری خندهدار در شرایطی بود که بنیاد شهید آمار رسمی ۳۱۱۷ جانباخته را اعلام کرده بود. رضا پهلوی نیز در اوج پروژههای روانی، مدعی کشتهشدن ۵۰ هزار نفر شد.
کشتهسازی تصویری؛ شگرد همیشگی رسانههای معاند
یکی از مؤثرترین ابزارهای عملیات روانی معاندان، پروژه «کشتهسازی» بود. در این پروژه، تصاویر افراد زنده به عنوان کشتهشدگان اغتشاشات منتشر میشد. افرادی مانند مبینا بهشتی، امیرعباس رعنایی و علی خانی با دیدن عکس خود در لیست کشتهشدگان، در مصاحبههایی اعلام زنده بودن کرده و از این شبکهها اعلام انزجار نمودند. در نمونهای رسواتر، تصویر «نویا صهیون»، یک شهروند اسرائیلی، به عنوان زن ایرانی کشتهشده منتشر شد، در حالی که خود او با انتشار ویدیویی زنده بودنش را تأکید کرد.
همزمان با اغتشاشات، رسانههای معاند با برجستهسازی شعارهای طرفدار پهلوی و انتشار تصاویر هماهنگ از حمایتهای خارجی، تلاش میکردند ماهیت اعتراضات را از خواستهای معیشتی به سمت «تغییر نظام» سوق دهند. اسناد فاششده نشان میدهد واحد جنگ سایبری رژیم صهیونیستی با ایجاد هزاران حساب جعلی (بات) در پلتفرمهای اجتماعی، کمپینی گسترده برای ترویج تغییر نظام و حمایت از رضا پهلوی به راه انداخته بود. بر اساس برآوردها، بیش از ۹۵ درصد حسابهای حامی رضا پهلوی در پلتفرم ایکس، جعلی و غیرواقعی بودند.
روایتسازی مهندسیشده
کارشناسان رسانه، زنجیره روایتسازی معاندان را شامل تکنیکهای پیچیدهای میدانند: «برش زمینه» و حذف پیشینه رخدادها، «فریمینگ» و تغییر زاویه دید، «شخصیسازی شدید» برای تولید همدلی سوگیرانه، «قربانیسازی گزینشی» و «جابجایی مسئولیت» از عامل مستقیم خشونت به مفهومی کلی و مبهم . این تکنیکها همگی برای دراماتیککردن فضا و تحریک احساسات مخاطب طراحی شدهاند.
یکی از صحنههای پیچیده این نبرد، مدیریت فضای مجازی بود. رسانههای معاند قطع اینترنت را «سرکوب دیجیتال» خواندند. اما واقعیت آن است که با قطع اینترنت، آشوبگران به سرتیمهای خود و افسران موساد و سیا دسترسی نداشتند و قطع ارسال فیلم و عکس به شبکههای ماهوارهای، عامل تحریک و فریب را از شبکه گسترده رسانهای دشمن گرفت. اگرچه قطع اینترنت هزینههایی داشت، اما مانع از تثبیت روایتهای دروغین در افکار عمومی شد.
رسالت خطیر رسانههای داخلی
در چنین شرایطی، وظیفه رسانههای داخلی دوچندان است. رهبر معظم انقلاب، فتنه دیماه را یک «کودتا» خواندند که زیر پای ملت ایران له شد. هوشیاری در برابر پروژه «جداسازی مردم از حاکمیت» و افشای هماهنگی رسانههای معاند با دشمنان خارجی، یک الزام میهنی است. رسانههای داخلی باید با دو بال سرعت و دقت، میدان را به نفع حاکمیت ملی مدیریت کنند و روایت دقیق و مستند از واقعیتها را پیش از تثبیت روایت دروغین دشمن، ارائه دهند چراکه همانطور که تاریخ معاصر ایران نشان داده، هرگاه ایستادگی کردهایم، پیروز شدهایم.
ثبت دیدگاه