چرا ترامپ برای توافق سریع با ایران دست‌وپا می‌زند؟
1404-11-28 ساعت: ۹:۲۴
شناسه : 4513
بازدید 3
0
تحلیل سیاسی؛ مواضع ترامپ درباره مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا به وضوح نشان میدهد غیر از تهدید عامل «عجله‌»‌ برای رسیدن به یک توافق با ایران پررنگ است، اما دلیل این عجله چیست؟
ارسال توسط :
پ
پ


به گزارش پایگاه خبری جویباران و به نقل از فارس؛ در آستانه هر دور از مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا، شاهد موضع‌گیری‌های خاص و گاه متناقض از سوی رئیس‌جمهور ایالات متحده بوده‌ایم. از یک سو ادبیات تهدیدآمیز به کار گرفته می‌شود و از سوی دیگر، نشانه‌های آشکار عجله برای رسیدن به یک توافق سریع با ایران دیده می‌شود. این رفتار دوگانه نشان می‌دهد که واشنگتن بیش از آنکه در موضع قدرت مطلق باشد، در تلاش برای مدیریت یک وضعیت پیچیده و پرهزینه است.

ترامپ حتی به صراحت اعلام می‌کند که شخصاً به‌صورت غیرمستقیم روند مذاکرات را دنبال می‌کند؛ موضوعی که بیانگر اهمیت و فوریت این پرونده برای اوست. اما پرسش اساسی اینجاست: اگر آمریکا دست بالا را دارد، این میزان تأکید بر سرعت و نتیجه‌گیری فوری برای چیست؟واقعیت آن است که رئیس‌جمهور آمریکا از چند جهت تحت فشار است:نخست؛ فشار رژیم صهیونیستینتانیاهو و جریان‌های تندرو حامی اسرائیل در آمریکا، خواهان رویکردی سخت‌گیرانه علیه ایران هستند و تلاش می‌کنند کاخ سفید را به سمت گزینه‌های پرهزینه سوق دهند. این فشار سیاسی، قدرت مانور ترامپ را محدود کرده است.
دوم؛ چالش‌های داخلی آمریکابخش قابل توجهی از وعده‌های انتخاباتی ترامپ هنوز محقق نشده و افکار عمومی آمریکا با اعتراضات اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در چنین شرایطی، دولت آمریکا نیازمند یک «دستاورد خارجی» است تا بتواند آن را به‌عنوان موفقیت عرضه کند. شکست سیاست های متعدد خارجی از جمله تعرفه ها علیه چین، عدم موفقیت درباره جنگ اوکراین، مسائل خاورمیانه و … این وضعیت را وخیم‌تر کرده است.سوم؛ افزایش سطح تنش نظامیانتقال تجهیزات و ناوهای آمریکایی به منطقه و نمایش آمادگی برای اقدام نظامی، سطح انتظارات را بالا برده است. تداوم این وضعیت بدون کسب یک نتیجه ملموس، هزینه‌های سیاسی و مالی سنگینی برای واشنگتن به همراه دارد و خروج از آن را دشوارتر می‌کند.در چنین شرایطی، آمریکا با سه گزینه روبه‌روست:۱. جنگ:پس از آنکه جمهوری اسلامی ایران به‌روشنی اعلام کرده هرگونه درگیری به جنگی منطقه‌ای تبدیل خواهد شد، روشن است که هزینه‌های چنین سناریویی برای آمریکا و متحدانش بسیار سنگین و غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود. این گزینه نه از نظر اقتصادی و نه از نظر راهبردی منطقی به نظر نمی‌رسد.۲. عقب‌نشینی کامل از منطقه:این انتخاب نیز با توجه به هزینه‌های سیاسی، رسانه‌ای و نظامی که پیش‌تر صرف شده، به معنای پذیرش شکست تلقی خواهد شد و با انتقادات جدی در داخل و خارج آمریکا روبه‌رو می‌شود.
۳. دستیابی به یک توافق:منطقی‌ترین مسیر برای خروج آبرومندانه آمریکا از وضعیت کنونی، رسیدن به توافقی است که بتوان آن را به‌عنوان موفقیت معرفی کرد. صرف‌نظر از جزئیات فنی توافق، همین چارچوب می‌تواند برای کاخ سفید یک دستاورد سیاسی محسوب شود و امکان کاهش تنش و عقب‌نشینی از فضای نمایشی فعلی را فراهم کند.نکته مهم‌تر آنکه رقیب اصلی و راهبردی آمریکا در سطح جهانی امروز نه ایران، بلکه چین است. هر میزان درگیری و هزینه‌تراشی اضافی در غرب آسیا، تمرکز و منابع آمریکا را از رقابت بلندمدت با چین دور می‌کند؛ رقابتی که آینده موازنه قدرت جهانی را رقم خواهد زد. این در حالی است که چین بدون ورود به ماجراجویی‌های پرهزینه نظامی، در حال تقویت جایگاه اقتصادی و ذخایر راهبردی خود است.

بر این اساس، تداوم وضعیت فعلی بیش از آنکه به سود واشنگتن باشد، برای آن هزینه‌ساز است. عقلانیت سیاسی اقتضا می‌کند آمریکا هرچه سریع‌تر پرونده‌های پرهزینه و باز خود را مدیریت کرده و از مسیر تعامل، راهی کم‌هزینه‌تر و واقع‌بینانه‌تر را انتخاب کند.

 

انتهای خبر/

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.