تُرمز در هُرمز!
1405-02-19 ساعت: 8:04
شناسه : 4959
بازدید 11
1
وقتی تنگه، به تنگنا بدل شد؛ در تنگه‌ای که جهان از آن نفس می‌کشد، قدرت فقط با ناو و ناوگان سنجیده نمی‌شود؛ و در این میدان، ایران توانسته است معادله‌ای متفاوت از قدرت را تثبیت کند: تثبیت امنیت، تثبیت بازدارندگی و تثبیت حضور مردم در متن اقتدار.
ارسال توسط :
پ
پ

به گزارش پایگاه خبری جویباران به نقل از بلاغ ، در جغرافیای هرمز، هیچ چیز ساده عبور نمی‌کند؛ حتی باد، حتی کشتی، حتی تصمیم‌های بزرگ جهانی. همه چیز در این تنگه، وزن پیدا می‌کند.

هرمز فقط یک گذرگاه نیست؛ گره‌گاه قدرت و اراده است. جایی که تاریخ، آرام حرکت نمی‌کند و در این میدان، ایران صرفاً یک بازیگر نیست؛ بلکه یکی از تعیین‌کنندگان قواعد بازی است. قواعدی که بر پایه بازدارندگی شکل گرفته‌اند.

دست برتر ایران در هرمز، محصول یک لحظه نیست؛ نتیجه سال‌ها حضور، شناخت زمین و تثبیت اراده است. حضور در دل یک جغرافیای حساس.

در معادلات راهبردی، قدرت فقط در نمایش نیست؛ در توان کنترل بحران نیز معنا پیدا می‌کند. و اینجاست که نقش ایران برجسته می‌شود.

هرمز برای ایران، فقط یک تنگه نیست؛ یک مسئولیت تاریخی است. مسئولیتی برای امنیت منطقه و ثبات انرژی جهان.

در برابر فشارهای بیرونی، آنچه معادله را تغییر داد؛ نه فقط ابزار نظامی، بلکه انسجام داخلی بود. و این انسجام، ریشه در مردم دارد. حضور مردم در این معادله، یک عنصر فراموش‌شده نیست؛ بلکه ستون اصلی بازدارندگی نرم ایران است، ستونی که از درون جامعه شکل گرفته است.

وقتی از هرمز سخن گفته می‌شود، از یک تنگه حرف نمی‌زنیم؛ از یک «تصمیم جمعی تاریخی» سخن می‌گوییم. تصمیمی که در آن مردم نیز شریک‌اند. مردم در این روایت، تماشاگر نیستند؛ بخش فعال امنیت‌اند. امنیتی که در زندگی روزمره جاری است.

در هفته‌های تنش، بسیاری تلاش کردند هرمز را به نقطه فشار تبدیل کنند؛ اما معادله ایران، آن را به نقطه کنترل تبدیل کرد. تفاوت است میان فشار و مدیریت. این مدیریت، صرفاً نظامی نبود؛ ترکیبی از دیپلماسی، بازدارندگی و سرمایه اجتماعی بود، سه لایه در هم تنیده.

هرمز در این روایت، جایی است که قدرت‌های بزرگ مکث می‌کنند! و مکث، خود نشانه تغییر در توازن است. توازنی که به نفع ثبات منطقه‌ای تغییر کرده است.

ایران در این میدان، نه به دنبال تنش، بلکه به دنبال مهار تنش بوده است؛ مهاری که بدون حضور مردم ممکن نبود. مردمی که پشتوانه اقتدارند؛ آری، در ادبیات ژئوپلیتیک، بازدارندگی فقط سخت نیست؛ نرم هم هست، انسانی هم هست. و اینجاست که نقش جامعه پررنگ می‌شود.

هر کشتی که از هرمز عبور می‌کند، حامل یک پیام است؛ پیام این‌که این آبراه، بدون اراده، اداره نمی‌شود. و این اراده، تثبیت شده است.

در برخی تحلیل‌ها، از «شکست راهبردی» سخن گفته می‌شود؛ اما دقیق‌تر آن است که از «تغییر قواعد» سخن بگوییم. قواعدی که ایران در آن نقش برتر داشته است.

ترمز در هرمز، یعنی کاهش شتاب سناریوهای فشار؛ نه از بیرون، بلکه از درون معادله. جایی که هزینه‌ها واقعی می‌شوند و این دستاورد، فقط محصول قدرت سخت نیست؛ محصول پیوند مردم، سرزمین و راهبرد است. پیوندی که ساده گسسته نمی‌شود.

شسو در نهایت، هرمز نه نقطه پایان تقابل‌ها، بلکه نقطه تنظیم دوباره جهان است؛ جایی که ایران و مردمش، نبض آن را در دست دارند…

انتهای خبر/

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.